{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P¹⁶



+ولش حالا
+داداشی باید کمکم کنی واسه گروه مخفی افراد جمع کنم
**لیست تمام سربازا با زندگیشون و قدرتشون دست منه
+خب میتونیم با استفاده از اون افراد رو جمع کنیم
●جیمین افرادی رو که جمع کردی به سوار نظام آهنین تبدیل کن تا قوی باشن
+حله،داداشی
**بله
+باید نامه به افراد بفرستیم مخفیانه
●سه روز دیگه مراسم رو ميندازم
+خوبه سه روز
^^فقط باید جیمین باز هم طوری رفتار کنی انگار هنوز اجازه بیرون اومدن نداری
+چشم
^^ممنونم که درک میکنی
سه روز بعد

ویو جیمین



بیست هزار نفر بهترین افراد رو جمع کرده بودیم و توی زیر زمین قصر متروکه جمع کره بودیم امروز اون دو تا جاسوس قراربود اعدام شن مهمونی شروع شده بود ۱۸تا خدمتکار اومدن و لباس های بیست تنی اشرافی رو تنم کردن دلم میخواست بزنم بمیره حیاط لباس رو ولی خوشگل بود لباسه رفتم پایین با رو بند مسخره همه جوری تعظیم کردن که سرشون به زمین میخورد طبق آیین چون جانشین بودم سمت چپ پدر رفتم نشستم

۲ساعت بعد

چون مخفیانه نامه داده بودیم به هر پادشاه الان وقتی حواس همه پرت بود رفتیم اتاق مخصوص جلسه های سری و ملکه داشت مراسم رو اداره می‌کرد
تمام شاهزاده ها هم بودن
^^خب همه از نقشه خبر دارین الان جمع شدیم تا با هم هماهنگ شیم.چینی
//نقشه ی خوبی هست ما تو این سه روز تمام سلاح هارو برای ارتش ساختیم.چینی
< و تعداد سوار نظام آهنین رو افزایش دادیم

جونگ کوک نمی‌دونست چه خبره و داشت عین چی به پدر نگاه می‌کرد یه لحظه نگاهش افتاد روم که چشمای هردوتامون پر شد
^^جیمین
+ب..بله..سر...ور..م. با بغض
//آب غوره بگیرین من میدونم و شما

چون زبون بین ما همه کره ای و چینی بلد بودن البته بجز منو کوک همه می‌فهمیدن چی میگیم

^^جونگ کوک پسر خفتم کردی با نگاه کردنت
×مع..ذ.......ذرت .....میخ...وام
+ جی کی
دهنشو پرکرد که فحش بده دید همه دارن نگاه میکنن با چشماش گفت دارم برات با اینکه بغض کرده بود ولی هنوزم با نگاهش آدمو می‌خورد
//یجوری نگاه میکنن به هم انگار عشقشونو ندیدن
×و+عشق دروغه
همین که گفتیم به هم نگاه کردیم که همه همزمان گفتن اووووووووووووو
دلم میخواست زمین دهن وا کنه برم توش
+پدر. محکم
^^جونگ کوک بیا پیش این بشین الان منو خفت میکنه
همین که پدر اینو گفت همه ترکیدن از خنده مخصوصا خودش
همه با دیدن نگاه چپ منو کوک نگاه چپ نه ها نگاهی که باهاش هندونه نه آهنم از وسط می‌برید که همه ساکت شدن
《پادشاه ژاپن رو !!اینطوری نشون میدم》
!!هانی ساوه ها.چینی
+میشه لطفا کره ای حرف بزنید ماهم بفهمیم
//نقشه با ماست همین که حضور دارین خیلیه
+خوبه نقشه رو من کشیدم
محکم به دستم کوبیدم رو پیشونیم
+باز سوتی دادم .آروم
×چه نقشه ای
+براتون توضیح میدم شاهزاده
^^جیمین
+پادشاه فرانسه اذیت میکنه.مظلوم
//عه عه پدر پسر کپی همن من چی گفتم بهت
!! پادشاه گرامی دل درد گرفتیم بریم سراغ نقشه .کره ای
×و+میشه کره ای یا فرانسه ای صحبت کنید
>گروه بیست هزار نفری که جمع شده رو کی آموزش باید بده باید قوی باشن
+بنظرم بهترین گزینه برای آموزش اونها شاهزاده یونگی باشن
<منظورتون چیه
+آوازه قدرت رزمی شاهزاده یونگی و تهیونگ همه جا پیچیده اگر مایل باشند این گروه را آموزش بدن
×شاهزاده یونگی قبول میکنید
_پادشاه
>اگر بتونید تحت نظارت قرار بدینشون مشکلی نیس
÷ولی چطوری باید افرادی رو جمع کنیم که قدرتمند باشند و جاسوس نباشند آن هم مخفیانه
**من و شاهزاده جیمین افراد خاص رو جمع کردیم
_کجا باید آموزش داده بشن تا کسی خبر دار نشود
+قصر متروکه
× پس باید با یه شایعه افرادی را که از آنجا بازدید میکنن دور کنیم
+قبلا دور شدن



لایک وکامنت یادتون نره خوشملام 💘💞
روح نباشین و کامنت بزارید ولایک کنید🤍⛓️
دیدگاه ها (۹)

در دنیای سلطنت

در دنیای سلطنت

های

در دنیای سلطنت

اوای فنوتPart =۱۶قصر مدیچی - قدم زدن قبل از عروسی(سه روز قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط