{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو

بی تو
مهتاب شبی
باز از تو بیمار شدم
پر کشیدم تا خیالت
از غمت زار شدم
دست در دستان رویایت
شبی تا دم صبح
بر سر بالین این عشق ،
بر خود آوار شدم #شهزاد
دیدگاه ها (۴)

مهربان باشی اگر با خدا همراهی یوسفی در چاهی هم دم رویائی ...

زندگی جاده ای پیچ اندر پیچ را ماند که هر پیچ در اندوه پیچ...

من از آدمهائی که بکارت بیان ندارند بی زارمآنهائی کهادبیات گف...

چون نگاه گرگی پیر که از خشم شده زنجیراز دو روئی و تزویرسیرم ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

باز مرغ غزلم میل پریدن داردتا به ایوان نجف شوق رسیدن داردنمک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط