{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه اینکه ترسیده باشم نه

نه اینکه ترسیده باشم ، نه

فقط می‌خواستم بگویم چرا نصف شب پاشدم

و رفتم زیر تخت خوابیدم ......


که خدا مرا
.
.
.
.
بی تو نبیند …
دیدگاه ها (۶)

پیرزنه تو اوتوبوس هی می گفته: نی نای نای نی نای نای همه هم ...

هیچ حسی قشنگ تر از این نیست که وقتی باهاش قهرینصف شب یهو ی...

ب سلامتی مادرا که ب بچشون راه رفتنو با حوصله یاد میدن ولی بچ...

ساعت۳بامداد:انیا:با صدا رعدوبرق بیدار شدم ترسیده بدمرفتم سمت...

امشب تولد داریم چه تولدی! تولد مادرم هست!تبریک لازمم

دوست صمیمیم هانادر زدم درو باز کرد که دیدم با پیژامست و دنپا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط