نه اینکه ترسیده باشم ، نه

نه اینکه ترسیده باشم ، نه

فقط می‌خواستم بگویم چرا نصف شب پاشدم

و رفتم زیر تخت خوابیدم ......


که خدا مرا
.
.
.
.
بی تو نبیند …
دیدگاه ها (۶)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

پارت ۲۴

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_86+خوشت میاد عصبیم کنی ؟نفس ...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

گفتم از کوه بگویم ! قدمم می‌لرزداز تو دم می‌زنم اما قلمم می‌...

تو که عقل نداشتی همون 20 سال پیش #موشک های قاره پیما بسازی, ...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

رومان عشق پنهانی (پارت6)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط