{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوهر اشکی که پروردم به چشم انتظار

گوهر اشکی که پروردم به چشم انتظار
در تماشای تو از دست نگه غلتید و رفت

#بیدل_دهلوی
دیدگاه ها (۱)

عشق یعنی یک دروغ محض، نوعی درد سختدست از این کذب درد آور، از...

‌کاش می‌شد زندگی مثل نوار ضبط صوتپیش و پس می‌رفت با چرخاندن ...

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست درشعر من حقیقت یک ماجرا کم ...

من اسیرم در کف مهر و وفای خویشتن...وَرنَه او سنگین دلِ نامهر...

در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم ،که مگر حال مرا چشم تو تصو...

در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم ،که مگر حال مرا چشم تو تصو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط