میلوا ماریچ نبوغ گمشده در تاریخ
میلوا ماریچ ؛ نبوغ گمشده در تاریخ
انیشتینِ ناکام
میلوا ماریچ، فیزیکدان صربستانی، در ۱۹ دسامبر ۱۸۷۵ در خانوادهای ثروتمند و فرهنگی به دنیا آمد. او از کودکی علاقهمند به علم و بهخصوص فیزیک بود و توانست با تلاش زیاد، به عنوان یکی از معدود زنان در آن زمان، وارد دانشگاه پلیتکنیک زوریخ شود. او در این دانشگاه بهعنوان دانشجوی فیزیک در سال ۱۸۹۶ به آشنایی با آلبرت آینشتاین، همکلاسی خود، پرداخت. در حین تحصیل، این دو به دوستی نزدیک و سپس به یک رابطه عاطفی تبدیل شدند. میلوا به آینشتاین در تکمیل مطالعهاش در زمینهی نظریههای فیزیکی کمک کرد.
پس از فارغالتحصیلی، آنها در سال ۱۹۰۳ ازدواج کردند و دو پسر به نامهای هانس آلبرت و ادوارد داشتند. با این حال، وقتی که آینشتاین بهسرعت در معرض شهرت قرار گرفت و مشغول توسعه نظریه نسبیت ویژه و عمومی شد، فشار و مسئولیتهای خانوادگی میلوا افزایش یافت. این دوران، دورهای از تنشها و چالشها برای او بود. همچنین، عدم توجه به دستاوردهای علمی او در کنار همسرش آینشتاین، او را در سایه نگهداشت.
در سال ۱۹۱۲، آلبرت آینشتاین بهتدریج به رابطهای با دخترخالهاش، السا آینشتاین، وارد شد. این رابطه بعدها به جدایی منجر شد و آینشتاین به میلوا خیانت کرد. میلوا که در آن زمان به شدت تحت فشار بود، این بیوفایی را درک کرد. در سال ۱۹۱۹، آینشتاین و میلوا به جدایی قانونی رسیدند و او بر سر دریافت نیمی از جایزه نوبل آینشتاین توافق کرد که این جایزه در سال ۱۹۲۱ به او تعلق گرفت.
با وجود اینکه بهعنوان یک زن فیزیکدان در آن زمان با چالشهای زیادی روبهرو بود، میلوا ماریچ سهم و نقش مهمی در تحقیقات علمی آینشتاین ایفا کرد. کارشناسان بر این باورند که او در شکلگیری نظریه نسبیت نقش قابل توجهی داشته, حتی اگر نام او بهندرت در تاریخ علم ذکر شده باشد. افسوس به اینکه زندگیاش به شدت تحت تأثیر مشکلات مالی و بیماری پسرش قرار گرفت و او در حاشیه ماند تا زمانی که فوت کرد.
میلوا ماریچ نه تنها همسر علمی آینشتاین، بلکه یک پیشگام در زمان خودش بود. در حالی که تاریخ تأثیر او را نادیده گرفته است، اما بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که او میتواند نمونه واقعی از زنان علمی باشد که علیرغم چالشها و سختیها، در عرصه علم برتر بودهاند. سرنوشت او نمونهای از زندگی زنانی است که در دنیای مردانه علوم طبیعی، برای شناخت خود و ارزشهایشان در حاشیه قرار گرفتهاند. زندگی او یادآور این است که درک واقعی از علم همیشه به نامهای بزرگ محدود نیست و سهمهای غیررسمی نیز میتوانند به تحولات علمی عظیم منجر شوند.
انیشتینِ ناکام
میلوا ماریچ، فیزیکدان صربستانی، در ۱۹ دسامبر ۱۸۷۵ در خانوادهای ثروتمند و فرهنگی به دنیا آمد. او از کودکی علاقهمند به علم و بهخصوص فیزیک بود و توانست با تلاش زیاد، به عنوان یکی از معدود زنان در آن زمان، وارد دانشگاه پلیتکنیک زوریخ شود. او در این دانشگاه بهعنوان دانشجوی فیزیک در سال ۱۸۹۶ به آشنایی با آلبرت آینشتاین، همکلاسی خود، پرداخت. در حین تحصیل، این دو به دوستی نزدیک و سپس به یک رابطه عاطفی تبدیل شدند. میلوا به آینشتاین در تکمیل مطالعهاش در زمینهی نظریههای فیزیکی کمک کرد.
پس از فارغالتحصیلی، آنها در سال ۱۹۰۳ ازدواج کردند و دو پسر به نامهای هانس آلبرت و ادوارد داشتند. با این حال، وقتی که آینشتاین بهسرعت در معرض شهرت قرار گرفت و مشغول توسعه نظریه نسبیت ویژه و عمومی شد، فشار و مسئولیتهای خانوادگی میلوا افزایش یافت. این دوران، دورهای از تنشها و چالشها برای او بود. همچنین، عدم توجه به دستاوردهای علمی او در کنار همسرش آینشتاین، او را در سایه نگهداشت.
در سال ۱۹۱۲، آلبرت آینشتاین بهتدریج به رابطهای با دخترخالهاش، السا آینشتاین، وارد شد. این رابطه بعدها به جدایی منجر شد و آینشتاین به میلوا خیانت کرد. میلوا که در آن زمان به شدت تحت فشار بود، این بیوفایی را درک کرد. در سال ۱۹۱۹، آینشتاین و میلوا به جدایی قانونی رسیدند و او بر سر دریافت نیمی از جایزه نوبل آینشتاین توافق کرد که این جایزه در سال ۱۹۲۱ به او تعلق گرفت.
با وجود اینکه بهعنوان یک زن فیزیکدان در آن زمان با چالشهای زیادی روبهرو بود، میلوا ماریچ سهم و نقش مهمی در تحقیقات علمی آینشتاین ایفا کرد. کارشناسان بر این باورند که او در شکلگیری نظریه نسبیت نقش قابل توجهی داشته, حتی اگر نام او بهندرت در تاریخ علم ذکر شده باشد. افسوس به اینکه زندگیاش به شدت تحت تأثیر مشکلات مالی و بیماری پسرش قرار گرفت و او در حاشیه ماند تا زمانی که فوت کرد.
میلوا ماریچ نه تنها همسر علمی آینشتاین، بلکه یک پیشگام در زمان خودش بود. در حالی که تاریخ تأثیر او را نادیده گرفته است، اما بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که او میتواند نمونه واقعی از زنان علمی باشد که علیرغم چالشها و سختیها، در عرصه علم برتر بودهاند. سرنوشت او نمونهای از زندگی زنانی است که در دنیای مردانه علوم طبیعی، برای شناخت خود و ارزشهایشان در حاشیه قرار گرفتهاند. زندگی او یادآور این است که درک واقعی از علم همیشه به نامهای بزرگ محدود نیست و سهمهای غیررسمی نیز میتوانند به تحولات علمی عظیم منجر شوند.
- ۲.۲k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط