{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت عاشق روانی

ادامه پارت۱۲ عاشق روانی

ات: بلند شو . با داد
( ویو ات )
هیچ توجهی به حرفام نکرد شکه شده بودم که متوجه لب های نرمش روی لبام شدم خیلی حس خوبی داشت
که جدا شد و سرش و فرو برد تو گردنم و کیس مارک گذاشت ات: آهههه کوک: اممم بیب خیلی خوبه ات: آههه بعدش هم ترقوهم رو کبود کرد و براید استایل بغلم کرد و برد تو اتاق و آروم گذاشتم روی تخت و رفت سمت کمد و لباس
راحتی برام آورد کوک: بیا بیب اینا رو بپوش ات: چشم ددی بلند شدم رفتم سمت حمام کوک: کجا میری بیب؟ میری دوش بگیری؟ ات: نه میرم لباس عوض کنم کوک: خب همینجا عوض کن ات: باشه رفتم طرف کمد و لباسم و عوض کردم و رفتم رو تخت بخاطر پریودی دلم خیلی درد میکرد واسه همین به خودم میپیچیدم که دستی دور شکمم حلقه شد دستای کوک بود و منو فرو برد تو بغلش و آروم دلم
رو ماساژ داد کوک: بیب برم مسکن بیارم؟ ات: نیازی نیس بهترم کوک: خب باشه
( ویو کوک)
داشتم ماساژش میدادم که متوجه شدم خوابش برده پس بغلش کردم و خوابیدم

صبح....

لایک و کامنت فراموش نشه🥰😊😘
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۳ عاشق روانی صبح...(ویو ات) از خواب بیدار شدم دیدم کوک...

دوستان پروفایل عوض کردم گمم نکنید🤗🤗🎀🎀 ( جانگ کوک انیمه ای ) ...

چی میپرسیدین ؟🤌😁😁ادیت از خودم🌷🌷

پارت ۱۲ عاشق روانی ات : کوک... کوک :بله بیب ات :می خوای چیکا...

part59 عشق پنهان《ویو ات شب》جونگ کوک خواب بود بعد از اینکه آق...

part29 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》گفتن که فردا صبح به مقصد می‌رس...

part22 عشق پنهان《ویو ات》از حرفم پشیمونم . شام مون رو خوردیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط