{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالی دگر از عمرم عظیما سپری شد.

سالی دگر از عمرم عظیما سپری شد.
یک سال دگر , همدمِ پیرانه سری شد.


آن عهدِ شبابم , به بطالت همه بگذشت.
صد شکر , که این باقیِ عمرم دُرری شد.


در دایره یِ عشق , تودیدی دلِ خاطی .
از شرم , رخ ام رنگ برنگ و جگری شد


اندر قفسِ سینه , فرو ماندی و خاموش .
انگونه که در برف , نهان کبکِ دری شد.


( سالی دگر از عمرم عظیما سپری شد)
( یک سالِ دگر , همدمِ پیرانه سری شد)

=====================

شاعر و ارادتمند= عبدالعظیم عربی
از خوزستان = سربندر و ماهشهر
دیدگاه ها (۵۱)

( خطاب به خودم ) +++++++++++++...

عزیزان . من در 58 سالگی شاعر شدم( اگر بشود گفت شاعر). لذا آن...

عزیزان . من در 58 سالگی شاعر شدم( اگر بشود گفت شاعر). لذا آن...

عزیزان چون در سنّ58 سالگی شاعر شدم , لذا 58 سالی را که به بط...

🌲 این سروده در وصف خودم میباشد🌲 💚 💜 💗 گلب...

عزیزان: من درسنّ 58 سالگی با دو بار کربلا رفتن و چهاربارشام ...

گلبانگای خفته ی غافل شبِیلداسپری شد*گلبانگِ اَذان رهبرِمرغِس...

عکس دوران سپاه دانش سال 1350 *** سینمای خاطرات ***...

*** ای خفته ی غافل 2 ***آنگه که شدم زائرِ آرامگهِ یار .ارکان...

(تقدیم به مادران شهیدان مفقودالاثر)ای شهیدی که بدون ازتن ودف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط