سالی دگر از عمرم عظیما سپری شد
سالی دگر از عمرم عظیما سپری شد.
یک سال دگر , همدمِ پیرانه سری شد.
آن عهدِ شبابم , به بطالت همه بگذشت.
صد شکر , که این باقیِ عمرم دُرری شد.
در دایره یِ عشق , تودیدی دلِ خاطی .
از شرم , رخ ام رنگ برنگ و جگری شد
اندر قفسِ سینه , فرو ماندی و خاموش .
انگونه که در برف , نهان کبکِ دری شد.
( سالی دگر از عمرم عظیما سپری شد)
( یک سالِ دگر , همدمِ پیرانه سری شد)
=====================
شاعر و ارادتمند= عبدالعظیم عربی
از خوزستان = سربندر و ماهشهر
یک سال دگر , همدمِ پیرانه سری شد.
آن عهدِ شبابم , به بطالت همه بگذشت.
صد شکر , که این باقیِ عمرم دُرری شد.
در دایره یِ عشق , تودیدی دلِ خاطی .
از شرم , رخ ام رنگ برنگ و جگری شد
اندر قفسِ سینه , فرو ماندی و خاموش .
انگونه که در برف , نهان کبکِ دری شد.
( سالی دگر از عمرم عظیما سپری شد)
( یک سالِ دگر , همدمِ پیرانه سری شد)
=====================
شاعر و ارادتمند= عبدالعظیم عربی
از خوزستان = سربندر و ماهشهر
- ۲.۶k
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط