اهم خواستم از خایه ای به اندازه مغزم بگم

اهم خواستم از خایه ای به اندازه مغزم بگم
ارتفاعی که من وایسادم تا ناموص بلنده
اونو بیخیال تا فردا صب فقد شیب دارههه
بعد روی شیروونی الاچیقی وایساده بوددممزخبحطکژجژمی
دیدگاه ها (۷)

٠ ⋮ ⌗ ┆‌‌𝖼݁ꨲ𝗋𝖾𝖺𝗍𝗂𝗏︎𝖾 𝗌𝗈𝗎𝗅︎‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰²صدای نفس‌های عصبی‌ش از پشت خط شنیده ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_65فصل بیست‌ونهم...

خاطرات ناتمامPart5"Taehyung"به تاج تخت تکیه زدم و سرمو بین د...

چند پارتی

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

busy📄#busyتک پارتی: (همیشه علامتا برای پسرامون _ برای ات= و ...

زیبای کوچک فریبکار

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

میبخشی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط