دوستت دارم....
دوستت دارم....
چرایش پاے تو،
ممکنش کردم،
محالش پاے تو
میگریزے از من و احساس من
دل شکستن هم ،
گناهش پاے تو
آمدےآتش زدے بر جان من
درد بےدرمان گرفتن هم،
دوایش پاےتو
من اسیرم
در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،
سزایش پاےتوسوختم،
آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم
جزایش پاےتو
پاے رفتن هم ندارم من،
از کوےدلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم
پاے تو......
چرایش پاے تو،
ممکنش کردم،
محالش پاے تو
میگریزے از من و احساس من
دل شکستن هم ،
گناهش پاے تو
آمدےآتش زدے بر جان من
درد بےدرمان گرفتن هم،
دوایش پاےتو
من اسیرم
در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،
سزایش پاےتوسوختم،
آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم
جزایش پاےتو
پاے رفتن هم ندارم من،
از کوےدلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم
پاے تو......
- ۷۲۶
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط