{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتهاست خود را گُم کرده ام..

مدتهاست خود را گُم کرده ام..
و سرگردان و حیران
بدنبال نشانه ای
از خود میگردم..
من
در کدامین جهان به سر میبرم؟!..
کدامین آیینه چهره ی حقیقیم را به من نشان میدهد؟..
کدامین عشق، قلب مرا، در بَر گرفته است؟!..
و کدامین من، در من به زیستن می پردازد؟!..
چقدر این روزها
ثانیه هایم گنگ شده است!
وگویا تکه ای از وجودم
سالهاست
در دوردستها بدنبال من میگردد..
و من حتم دارم
مَنی دیگر
چشم انتظار آمدنم است!
در جهانی ناشناخته...
و تا رسیدن به منِ حقیقی
چند گامِ دیگر
ماندست؟!...

Reyhan
دیدگاه ها (۲)

تجربه نزدیک مرگ  به معنای تجربه کردن حوادث یا بیماریهای خطرن...

یزدان من! تو را سوگند به طبیعت بکرت، مرا نیز به طبیعتت پیوند...

همه جا سفید است…سفیدی‌های فریب…کوری سفید گرفته‌ام این‌روزها…...

گفتی نمی خواهی که دریا را بلد باشیاما تو باید خانه ی ما را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط