{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،
معلوم بود تازه کاره!
همینجوری که سرنگوگرفته بود،
لرزون لرزون اومد سمتم وگفت:
“بسم الله الرحمن الرحیم”
از ترس گفتم:
“اشهدان لااله الاالله”
انقدرخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
بازم خدارو شکر یکی دیگه اومد زد!
دیدگاه ها (۳)

نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس. راننده می گه: می خوای...

دقت کردین هروقت میخواین موهاتونو اصلاح کنین ۲۰۰نفر نشستن تو ...

در پـیِ آن نِـگاه هــــــٰای بُلَنـــــدحســــرَتـی مــــٰـا...

یه روز دو تا گوجه قرمز با هم دعوا میکنند یه گوجه سبز میاد وس...

my love part 3

سناریو توکیو ریونجرز

#Gentlemans_husband#season_Third#part_405در همین حین جیمین و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط