{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برف ده سالگی بخاطر آدم برفی هایش؛

برف ده سالگی بخاطر آدم برفی هایش؛
برف چهارده سالگی بخاطر اخبار و تعطیلی هایش؛
برف هجده سالگی را درست یادم نیست، در میان افکار یخ زده بودم؛
برف بیست سالگی قدم زدن های عاشقانه و رد پاهایم؛
برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد و سرد
دیدگاه ها (۶)

تو تمنای منو یار منو جان منی

ر روز صبح دوست داشتنت تازه می شود ... مثل بوی سنگک تازه مثل ...

از خوب بودن بعضیا بیشتر از بد بودنش باید ترسید

تو جان من هستی جانان من هستی تو شاه شاهانی تسکین این جانی

منِ جدید! تولدم مبارک🥹

love the dark③⓪یک ماه بعد صبح که از خواب بیدار شدم اولین چیز...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁹⁴..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨بعد از رفتن جونگکوک، لوسیا چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط