بگذار در نگاهِ تو باران شوم به شوق

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به شوق
دردت بغل گرفته پریشان شوم به شوق

خواهم شوی تو زلزله ویران کنی مرا
زیر نگاه مهر تو پنهان شوم به شوق

تا بر ضریحِ چشم تو، جانم دخیل بست
گفتم کرامتی شود انسان شوم به شوق

دردی نشسته در دلِ من زار می‌زند
خرجش فقط دو بوسه و درمان شوم به شوق

آغاز عشق با تو مرا بود و دل سرود
ای کاش در کنار تو پایان شوم به شوق

- طارق خراسانی
دیدگاه ها (۳)

نمیبخشمت p.23

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم ...

بگذار در نگاهِ تو باران شوم به #شوقدردت بغل گرفته پریشان شوم...

#عشق_جاویدانسیم تارت می شوم چنگی بزن بر جان مرا             ...

دل به یک لرزش از زلزله ویـران شده بازغم به این سینه ی ویران ...

با موج زیبا می شود دریا کنار چشم توپرواز می خواهد کمی دل در ...

تا تو هستی دلم پریشان نیست...در نگاهم نماد باران نیست با ت...

نمی‌توان به تو شرح بلای هجران کردفتاده‌ام به بلایی که شرح نت...

نمی‌توان به تو شرحِ بلای هجران کردفتاده‌ام به بلایی، که شرح ...

آخر ای جان جهان خسرو خوبان بازآ ای یکی گوهر حق حجت یزدان باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط