بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
ج) - هیچ کس گریه نمیکند که چرا امام حسین از دنیا رفت، چرا به مقام شهادت رسید، چرا به فیض اکبر و فوز عظیم نائل گردید و چرا سید الشهداء شد، بلکه هر کس بر این گریه می کند که چرا بر محبوبش و آن هم چنین انسان والایی آن ظلم های ددمنشانه شد و چرا محبوب را اینگونه از دست داد. در واقع هر کس برای خودش گریه میکند. برای جدا شدن از محبوب و برای ظلمها و ستمهایی که با این فاجعه بر سر خودش آمده است. چنان چه وقتی حضرت علی علیه السلام در بستر احتضار چشم باز نمودند و یکی از یاران با وفای خود را در حال گریه دیدند و از او پرسیدند: چرا گریه میکنی؟ عرض کرد: به حال خودم و برای خودم گریه می کنم که شما را از دست می دهم.
و یا وجود مبارک حضرت امیر علیه السلام وقتی بدن مبارک حضرت فاطمه علیهاالسلام را به خاک سپرد، بسیار گریه کرد. در حالی که می دانست او به لقاء الله و دیدار معشوق شتافته و در کنار پدرش در والاترین مقام و جایگاه جای گرفته است. اما بلند شده دست بر کمر گذاشته و فرمودند: بی ستون شدم.
در واقع این گریه برای این است که انسان، امام، رهبر، همراه، بهترین رفیق، پدری دلسوز و برادر مهربان خود را در این سفر سخت از دست داده است.
د) - از طرفی دیگر، گریه بر محبوب از دست رفته، به ویژه اگر شهید باشد و بالاخص اگر از معصومین (ع) باشد که اطاعت و پیروی آنان برماواجب است، نوعی ابراز واظهار تداوم ارتباطی است که با قطع پیوند مادی در دنیا منقطع نگردیده است. چنین گریهای انسان ساز است و آدمی را میسازد.(پایان)
پاسخ قسمت دوم :
ج) - هیچ کس گریه نمیکند که چرا امام حسین از دنیا رفت، چرا به مقام شهادت رسید، چرا به فیض اکبر و فوز عظیم نائل گردید و چرا سید الشهداء شد، بلکه هر کس بر این گریه می کند که چرا بر محبوبش و آن هم چنین انسان والایی آن ظلم های ددمنشانه شد و چرا محبوب را اینگونه از دست داد. در واقع هر کس برای خودش گریه میکند. برای جدا شدن از محبوب و برای ظلمها و ستمهایی که با این فاجعه بر سر خودش آمده است. چنان چه وقتی حضرت علی علیه السلام در بستر احتضار چشم باز نمودند و یکی از یاران با وفای خود را در حال گریه دیدند و از او پرسیدند: چرا گریه میکنی؟ عرض کرد: به حال خودم و برای خودم گریه می کنم که شما را از دست می دهم.
و یا وجود مبارک حضرت امیر علیه السلام وقتی بدن مبارک حضرت فاطمه علیهاالسلام را به خاک سپرد، بسیار گریه کرد. در حالی که می دانست او به لقاء الله و دیدار معشوق شتافته و در کنار پدرش در والاترین مقام و جایگاه جای گرفته است. اما بلند شده دست بر کمر گذاشته و فرمودند: بی ستون شدم.
در واقع این گریه برای این است که انسان، امام، رهبر، همراه، بهترین رفیق، پدری دلسوز و برادر مهربان خود را در این سفر سخت از دست داده است.
د) - از طرفی دیگر، گریه بر محبوب از دست رفته، به ویژه اگر شهید باشد و بالاخص اگر از معصومین (ع) باشد که اطاعت و پیروی آنان برماواجب است، نوعی ابراز واظهار تداوم ارتباطی است که با قطع پیوند مادی در دنیا منقطع نگردیده است. چنین گریهای انسان ساز است و آدمی را میسازد.(پایان)
- ۲۸
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط