{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جایگزین عشق

جایگزین عشق
p2
دستمو کشید به سمت خودش که صورتمون بهم رسید
تهیونگ نتونست خودشو تحمل کنه لبام رو گرفت...
بزور خودمو ازش جدا کردم
_اینجا مکان عمومیه تهیونگ
•به من چع من الان میخام دوباره لبامو گرفت که رومو اونطرف کردم و از کافه بیرون اومدم..
دنبالم اومد
دستمو گرفت و گفت:
•ات صب کن کجا میری؟
_میرم از دستت راحت شم
اینو که گفتم یهو تهیونگ...
دیدگاه ها (۳)

حسودی کردنای کوک😍😂

...

جایگزین عشقp1با تهیونگ قرار داشتم کارامو کردم و رسیدم به مکا...

جایگزین عشقمعرفیات یع دختر۲٠ساله که یه دوس پسر داره (تهیونگ)...

۳ عاشق پارت ۴ اسماتویو ا/ترفتیم سوار ماشین شدیم من رو پای جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط