{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازهم شب شد و من ماندم و تکرار غزل

بازهم شب شد و من ماندم و تکرار غزل
قلمی دست من افتاد به اصرار غزل

مبحث هندسه و یک ورق کاغذ و بعد
محور عشق من و چرخش پرگار غزل...
دیدگاه ها (۲)

شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست! این حکایت ها که از فرهاد...

شهادت شوخی نیست...قلبت را بو میکنند...اگر بوی دنیا داد، رهای...

هر سال که میگذره، تو روز تولدم بیشتر دلم میگیره،نمیدونم چرا؟...

^___^

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط