{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو روز مانده بود به عید سال نو که مادربزرگم مرد ، اما برخ

دو روز مانده بود به عید سال نو که مادربزرگم مرد ، اما برخلاف انتظارم ، در وصیت نامه اش نوشته : عید سال نو بدون من را جشن بگیرید ، من عمر خود را مصرف کردم ، نیازی به عزاداری نیست چون هر چیزی ، رفتنی است پس شاد باشید.

Malkum X
دیدگاه ها (۱)

در دوران تحصیلم ، شاگردانی بودند که تاپ بودند اما بشدت با اس...

مرا اتفاقی پیر کرد که هرگز رخ نداد.Malkum X

باد که می وزد رقص برگ ها هم نمی تواند ، پاییز را از دید ابره...

تنها کوه های اطراف شهر می دانند ، پژواک خوشبختی ، تنهایی است...

وصیت نامه پارت دوم الا. ات خوبی ریا. ات برای پدرت واقعا متا...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part۲٠ توی دست جیهای ی...

p4تهیونگ به بیمارستان برگشت.جیمین جلوی در اتاقش منتظرش بود.=...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط