{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی تهیونگ

تک پارتی تهیونگ 💋❤️
وقتی عضو هشتمی و تهیونگ دوس پسرته......

( همه داشتین سخت تمرین میکردین ، این روزا حالت خوب نبود به خاطره تهیونگ چون باهات سرد بود اصلا نگات نمیکرد میترسیدی بهت خیانت کنه ، تازه یه مشکله بزرگه دیگه هم بود اینکه ۲ روزه دیگه کنسرت داشتید و هنوز کامل دنس رو حفظ نکرده بودی حتا هیچی نخورده بودی عرق از کله بدنت میریخت حتا آبم نخورده بودی ، بلخره تمرین تموم شد و همه میخواسن برن منتظر موندی که تهیونگ ازت خداحافظی اما اون رفت ، بدونه خداحافظی)

جونگکوک: ات نمیای ؟

جیهوپ: راس میگه با ما بیا

ات: مرسی...خودم میرم خسته نباشید

جونگکوک و جیهوپ: باش... خداحافظ

ات: خداحافظ

( بعد از اینکه رفتن زانو هاتو بغل کردی و تا تونستی گریه کردی...،بعد از اینکه گریت تموم شد بلند شدی تصمیم گرفتی تا صبح تمرین کنی چون آدمه لجبازی بودی باید دنس رو کامل یاد میگرفتی)

صبح ساعت ۷:۲۰صبح
(همه دنس رو یاد گرفتی بارها و بارها تمرین کردی که یه چیزیو جا نزاری ، حالت واقعاً خوب نبود شبیه روح شده بودی ، صورتت رنگ پریده بود ، عرق تمامه بدنتو گرفته بود و سرت گیج میرفت اهمیت ندادی و به کارت ادامه دادی اعضا هم کم کم امدن با دیدن صورتت همه به سمتت هجوم بردن حتا تهیونگ که دیدت سریع به سمتت امد)

نامجون: اینجا چه خبرهههههه ؟

جیهوپ: ات...خوبی؟

جونگکوک: ات...چرا هیچی نمیگی؟

تهیونگ: ح..حالت خوبه ؟؟؟

ات: آره... آره خوبم نگران نباشید من عالیم

یونگی: ات...تو... تو تا صبح اینجا بودی ؟

ات: نه نه قبل از اینکه شما بیاید من امدم

جین: میدونستی دروغگویه خوبی نیستی ؟

ات: هوفففف آره حق با شماست...من تا صبح اینجا بودم تا دنس رو کامل یاد بگیرم زمانه خیلی کمی داریم باید این کارو میکردم

تهیونگ: تو دیوونه شدی.....میدونی با این کارت چقدر به خودت آسیب میزنی ؟( بغض)

ات: هه مگه برات مهمه ؟

تهیونگ: اگه مهم نبود نگرانت نمیشودم

ات: پ...پس چرا انقدر باهام سرد بودی ؟

تهیونگ: چ..چون هیترا تهدیدم کرده بودن که اگه ازت فاصله نگیرم میکشنت... ولی الان فهمیدم نمیتونن اینکارو کنن

ات: اهااا

( رفتی که بلخره آب بخوری که بطری آب از دستت افتاد و بیهوش شدی ، وقتی بهوش امدی تهیونگ کنارت بود)

تهیونگ: اتتت...خوشگلم... قشنگم بیدار
شدی

ات: هوممم اینجا کجاست ؟

تهیونگ: ما الان بیمارستانیم

ات: اهااا

تهیونگ: ات

ات: جونمم!؟

تهیونگ: امروز چیزی خوردی؟

ات: نه

تهیونگ: دیروز چی؟

ات: نه

تهیونگ: فقط به خاطر یه دنس مسخره این بلا رو سره خودت آوردی ( گریه)

ات: عه عه گریه نکن ته ته ( گریه)

تهیونگ: تو خودت داری گریه میکنی ( خنده و گریه)

ات:( اشکاشو پاک کرد)
ات: الان چی؟

تهیونگ: باشه ( اونم اشکاشو پاک کرد)

تهیونگ ات..بهم یه قولی بده

ات: چه قولی؟

تهیونگ: اینکه انقدر به خودت فشار نیاری

ات: باشه.. ولی توعم باید یه قولی بدی

تهیونگ: چی؟

ات: هیچوقت باهام سرد نشی

تهیونگ: باشه..ملکه من

ات: .....خیلی دوست دارم

تهیونگ: من بیشتر( و اتو بوسید)


( داشتید همو می‌بوسیدیت که یه صدایه چپ چپ امد سرتو تکون دادی که اعضا داشتن ازتون عکس میگرفتن 🤣)

شوگا: از اولش نباید میومدم خوابمو...ول کردم

جین و جونگکوک: عالییییی افتادن 🤣

جیهوپ: باید اسمه این عکسو گذاشت پرنده هایه عاشق 🤣

نامجون: حس میکنم شما هیچوقت بزرگ نمیشین


خلاصه تو و تهیونگ کله بیمارستانو دنبالشون کردین 🤣


پایان....
دیدگاه ها (۱۹)

دیم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣

پارت ۲ویو شوگابعد از اینکه رفت کنجکاو شدم ببینم کیه اخه از ص...

آپدیت جدید 💘

جونگکوکککککک 🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🌺

~ سناریو ~وقتی خندت یهو میشه گریه..نامجون: چ.. چیشد؟( نگران)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط