{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه فیض خداست در دل ما

گرچه فیض خداست در دل ما
گرچه دل ماست نور منزل ما
نقل ما نقل حرف شیرین ست
یاد آن روی شمع محفل ما
در دل از دوست عقدهٔ مشکل
در کف اوست حلّ مشکل ما
تخم کینه بسینهٔ ما کشت
آنکه مهرش سرشته در گل ما
سالها در جوار او بودیم
سایهٔ عشق بود منزل ما
در محیط فراق افتادیم
نیست پیدا کجاست ساحل ما
مهر بود و وفا که میگشتیم
از چه جور و جفاست حاصل ما
دست و پا بس زدیم بیهوده
داغ دل گشت سعی باطل ما
دل بتیغ انتغام شد بسمل
چند خواهد طپید بسمل ما
چونکه خواهد فکند در پایم
سر ما دستمزد قاتل ما
طپش دل زشوق دیدار بود
به از این چیست فیض حاصل ما
در سفر تا بکی تپد دل ما
نیست پیداکجاست منزل ما
بوی بیجان میوزد در این وادی
ساربانا بدار محمل ما
هر کجا میرویم او با ماست
اوست در فکر ما و در دل ما
جان چو هاروت و دل چو ماروتست
زاسمان اوفتاده در گل ما
زهرهٔ ماست زهرهٔ دنیا
شهواتست چاه بابل ها
از الم های این چه بابل
نیست واقف از درون غافل ما
کوچک درد ؛ تا بسر نخورد
نرود فیل نفس کاهل ما
تا نگویداز صدق خویشتن ما را
نیست بسوی خوش سوگند کامل ما

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

اوّل دفتر سالم بنویسید حسینبرکت روزی و مالم بنویسید حسینرازق...

اوّل دفتر سالم بنویسید حسینبرکت روزی و مالم بنویسید حسینرازق...

شعر شروع سالاوّل دفتر سالم بنویسید حسین(ع)برکت روزی و مالم ب...

*ای دیده، بدار ماتم دل کو در خطری فتاد مشکل خون شد ز فراق ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط