پارت نهههه
تاکه: امم... ناکامی ـ کون لطفا بهم بگو مرگ نانامی چان تقصیر کی بود و چی شد که این اتفاق افتاد
ناکا: نه... سان....
ناکا با یه قیافه ی خشک و غمگین به تاکه نگاه کرد
ناکا: کیساکی تتا..... اگه فقط پیداش کنم.... خودم با دستای خودم خفش میکنم
تاکه: کیساکی؟ لطفا بیشتر توضیح بده
ناکا: اون عوضی..... اون خاهرمو گروگان گرفت گفت اگه کاری به کارش نداشته باشم خاهرمو ول میکنه ولی اون کارو نکرد.... کشتش! اون همه کسمو ازم گرفت اوننن عوضییییییی
تاکه: چطور... ممکنه...
ناکا: اگه بتونم برم به گذشته اون عوضی رو میکشم
تاکه: پس همه چیز سر کیساکیه...
ناکا به سمت لبه ی پشت بوم رفتو یه سیگار دیگه روشن کرد
ناکا: من واسه خاهرم بهترینارو تو ذهنم داشتم میخاستم کاری کنم که غرق پول باشه خنده های واقعیشو ببینم ببینم...ببینم از ته دل داره میخنده... تاکه میچی تو بهم بگو.... الان خاهرم کجاست؟
تاکه: ناکا ـ کون....
ناکا: من فقط میخاستم اون زندگی کنه...
ناکا روی لبه ی پشت بوم نشست
تاکه: ناکا ـ کون خطرناکه لطفا بیا پایین
ناکا با بغض صحبت میکردو باد اشکاشو از گونه ی ناکا بر میداشت
ناکا: تاکه میچی... برو و خاهرمو برگردون... بزار زندگی کنه...
ناکا بعد این حرف خودشو پرت کرد پایین و خودکشی کرپ
تاکه: ناکاااااااااااااااا.....*این بچه مثل همیشه زد زیر گریه* قول میدم.... قول میدم خاهرت زنده بمونه
پارت بعد...
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.