{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز من و صدای گیتار تویه خلوت یه دیوار

باز من و صدای گیتار تویه خلوت یه دیوار
با صدای لرزش تا ر میرسد لحظه ی دیدار
لحظه ی دیدار با تو لحظه ای بیدار باتو
تو یه عالم خیالم میشوم بیمار با تو
یه نوای سردوخسته با یه گیتار شکسته
یاد حرفای تو افتم با صدای تاربسته
من و این گیتار غمگین عمری با صدای سنگین
درد و دل داریم باهم پی یک سکوت نگین
رقص دستان من وتار میشکند سکوت بی بار
می طراود از من و اون ناله هایی از دل زار
دوباره اشکم سرگیر می شود گیتارم دلگیر
جای اشک یه بغض بی حرف می کند گیتار و دلگیر
میریزد بهم صدایش میشه ایهام نوایش
سخته همدردی با او درد پیر بی دوایش
دست من دیوانه وار میزند به تار گیتار
یه صدای سست و بی روح میشکند سکوت بی آر
میرسد سکوت مبهم دقایق از پی هم
یه هو به خود می آیم سردوسوخته پراز غم
آره این قصه ی ما بود قصه ی تکرار بی سود
من و این گیتار.... خاطراتی کهنه و زود
دیدگاه ها (۴)

دلم یک زمستان سخت میخواهدیک برفیک کولاک به وسعت تاریخکه ببار...

Git... Git... Gitme dur ne olursunبرو ... برو …، نه ! ، نرو ...

من بودم قطره ای از آن آتش نابدر حنجره ام نشست مستی شرابگفتم ...

در کوچه های سرد و تاریک شهر من هزاران صدای خوش و زنده با هزا...

⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ خیره در ساعتِ دیوار دلم می‌گیردبی تو هرثانیه ی...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.75(از زبون جون...

با تو بودن یعنی دنیا یه شکل دیگه‌ست، انگار دارم یه رؤیای واق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط