عاقبت با یک غزل رامت کنم
عاقبت با یک غزل رامت کنم
هر دو چشم مشکی ام دامت کنم
عشوه ای با تیر مژگانم زنم
تا بسوزد قلب و من خامت کنم
تار گیسویم قیامت می کند
این قیامت را به قد قامت کنم
لحظه لحظه با لبانم بر لبت
غنچه ای از بوسه ها وامت کنم
بوسه های پشت هم، لب تا به لب
این شراب سرخ را جامت می کنم
بعد بوسه نوبت آغوش توست
در بغل گیرم ز دل کامت کنم
دیدی آخر با غزل رامم شدی
در غزل "جانم" را نامت کنم
هر دو چشم مشکی ام دامت کنم
عشوه ای با تیر مژگانم زنم
تا بسوزد قلب و من خامت کنم
تار گیسویم قیامت می کند
این قیامت را به قد قامت کنم
لحظه لحظه با لبانم بر لبت
غنچه ای از بوسه ها وامت کنم
بوسه های پشت هم، لب تا به لب
این شراب سرخ را جامت می کنم
بعد بوسه نوبت آغوش توست
در بغل گیرم ز دل کامت کنم
دیدی آخر با غزل رامم شدی
در غزل "جانم" را نامت کنم
- ۲.۰k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط