{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل جوانی

فصل جوانی
به سر شد سال کهنه ، هان خبردار بیامد سال نو ، با فرّ بسیار
گذشت و بگذرد این سال نو هم چنان که سر رسید ، هم پار و پیرار
مبادا بگذرد بی هوده عمرت که از بی هودگی ، زینهار و زینهار
گذر خواهد نمود خواهی نخواهی سوار زندگی ، زین راه دشوار
نشاید با چنین اوضاع و احوال ز دنیا ما بخواهیم گل بی خار
که این دنیا ، گذرگاهی خطیر است نباشد راه آن ، آسان و هموار
کسی این راه سخت را طی تواند که از خود بگذرد ، در راه دلدار
به دل روشن کند ، یاد خدا را و از نورش بیفروزد ، شب تار
بکارد بذر امید ، در دل و جان بجوید گنج هستی ، در کف کار
علیرضا چخماقی
دیدگاه ها (۱)

برای امام زمانی که گهگاه بوی خوش آمدنش می آید ... هم قافیه ی...

ســلام بـر بهـــــار---------------------سال نو ، درد کهنه ر...

بهار آورده ام ... ------------ بهار آورده ام با صد ترانه ب...

تا به شهر کودکی ، سر می زنمدر هوای خوب آن ، پر می زنمکوچه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط