{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز که از جاده می گذشتم

امروز که از جاده می گذشتم
راهزن مرگ را دیدم
در معبر لحظه ها ایستاده بود باز
راه زندگی را بند آورده بود...
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻐــــــــﺮﻭﺭ ﻧﯿﺴﺘـــــﻢ ..ﻓﻘﻂ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻬﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ "تــﻮﺟﻪ "ﺯﯾ...

قطاری سوی “خدا” میرفت،همه مردم سوار شدند….به بهشت که رسیدنهم...

فکر کردی راحت چمدانت را می بندی و با یک جمله یا یک خداحافظی،...

ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻧﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻧﻪ ﻗﻬﺮ ﻭﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ !ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻗ...

باز کن دررابرایت شعر ناب آورده ام یک غزل شیرین تر از شهد شرا...

جایی بین آغوشِ باز مرگ و آغوش بسته ی زندگی پنهان شده بودم:))...

«یک نیمه‌ی من با تو رفته، و نیمه‌ی دیگر، فقط برای تماشای این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط