{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عهدمان این بود:

عهدمان این بود:

بروی

منتظر بمانم

برگردی

همین هم شد:

رفتی...

منتظر ماندم...

منتظر ماندم...

منتظر...

گفتند : پایان عهدنامه را موریانه خورده است .....
دیدگاه ها (۳)

ﺷﺐ ﺁﻏﺎﺯ ﻫﺠﺮﺕ ﺗﻮﺷﺐ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺷﮑﺴﺘﻨم ﺑﻮﺩﺷﺐ ﺑﯽ ﺭﺣﻢﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺷﺐ ﺍﺯ ﭘﺎ ...

میروی ومن فقط نگاهت میکنمتعجب نکن که چرا گریه نمیکنمبی تو،یک...

دل شکستن و خیانت وقتی میری حواست و جمع کن یک ذره از غرورت و ...

ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ،ﻧﻪ ﻫﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ،ﭼﻮﻧﺎﻧﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪﻧﺪ،ﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪﻫﺎ ...ﻣﺜﻞ ...

رفتی و ترسم از آن است که بی‌توروزگاری دراز، در این جهان بمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط