دو پارتی شوگا
دو پارتی شوگا
(وقتی تولدت بود)
ا ت ویو
سلام من ا تم و 28سالمه و با 3ساله که با شوگا ازدواج کردم. دیگه خودتون شوگا یا مین یونگی رو میشناسین.
الا یه هفتس که شوگا زیادی از حد مهربون شده و قربون صدقم میره نمیدونم چش شده؟!
شوگا ویو
سلام من سوگا هستم و 3ساله که با ا ت ازدواج کردم.
فردا تولد ا ته و منم میخام یوپرایزش کنم پس توی این هفته ی گذشته زیادی تز حد باهاش مهربون سدم ولی خدارو شکر ا ت باجنبس و سوء استفاده نکرد از مهربونی زیادی از حدم.
(فردا صبح روز تولد ا ت)
ا ت ویو
صب با صدای الارم گوشی بیدار شدم ولی شوگا رفته بود کمپانی و خونه نبود
به زور از تخت جداشدو رفتم دست شویی و کارای مربوطه رو کردم(چیه نکنه انتطار داری بگم اون تو چیکار کرد! خودت میری دیت شویی چیکار میکنی اونم همین کارو کرد🤣) یه روتین پوستی کوچیک انجام دادم و رفتم صبانه آماده کردم و خوردم بعد صبانه به شوگا زنگ زدم
بوق
بوق
بوق
بوق
شوگا: الو سلام عشق زندگیم(گفتم که زیاده روی میکنه تو قربون صدقه رفتن🤣)
ا ت: سلااامممم خوبییی میگم چرا اینقد زود رفتی کمپانی اخه صبانه هم نخوردی
شوگا: عههه چیزه اهااا کمپانی گف امروز زود تر بریم اینجا صبانه خوردم
ا ت: اها اوکی چیزه کی میای خونه؟
شوگا: عههه... چیزه امروز تو کمپانی زیاد کار دارم شب ساعت 9یا10میام
ا ت: اوکی(با ناراحتی)
شوگا: بیبی ببخشی عضا دارن صدام میزنن باید بدم مواظب خودت باش عشقم
ا ت: باشه خدافظ
(پایان مکالمه)
(وقتی تولدت بود)
ا ت ویو
سلام من ا تم و 28سالمه و با 3ساله که با شوگا ازدواج کردم. دیگه خودتون شوگا یا مین یونگی رو میشناسین.
الا یه هفتس که شوگا زیادی از حد مهربون شده و قربون صدقم میره نمیدونم چش شده؟!
شوگا ویو
سلام من سوگا هستم و 3ساله که با ا ت ازدواج کردم.
فردا تولد ا ته و منم میخام یوپرایزش کنم پس توی این هفته ی گذشته زیادی تز حد باهاش مهربون سدم ولی خدارو شکر ا ت باجنبس و سوء استفاده نکرد از مهربونی زیادی از حدم.
(فردا صبح روز تولد ا ت)
ا ت ویو
صب با صدای الارم گوشی بیدار شدم ولی شوگا رفته بود کمپانی و خونه نبود
به زور از تخت جداشدو رفتم دست شویی و کارای مربوطه رو کردم(چیه نکنه انتطار داری بگم اون تو چیکار کرد! خودت میری دیت شویی چیکار میکنی اونم همین کارو کرد🤣) یه روتین پوستی کوچیک انجام دادم و رفتم صبانه آماده کردم و خوردم بعد صبانه به شوگا زنگ زدم
بوق
بوق
بوق
بوق
شوگا: الو سلام عشق زندگیم(گفتم که زیاده روی میکنه تو قربون صدقه رفتن🤣)
ا ت: سلااامممم خوبییی میگم چرا اینقد زود رفتی کمپانی اخه صبانه هم نخوردی
شوگا: عههه چیزه اهااا کمپانی گف امروز زود تر بریم اینجا صبانه خوردم
ا ت: اها اوکی چیزه کی میای خونه؟
شوگا: عههه... چیزه امروز تو کمپانی زیاد کار دارم شب ساعت 9یا10میام
ا ت: اوکی(با ناراحتی)
شوگا: بیبی ببخشی عضا دارن صدام میزنن باید بدم مواظب خودت باش عشقم
ا ت: باشه خدافظ
(پایان مکالمه)
- ۱۰.۴k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط