من بودم ، او بود ، خدا هم کنارمان ، و خدا ، که وقتی سماجت
من بودم ، او بود ، خدا هم کنارمان ، و خدا ، که وقتی سماجتِ من و او را می بیند ، دست زیرِ چانه اش می زند ، و ما را ، عاشقانه تماشا می کند ، و این تماشا می دانی یعنی چه ؟ یعنی چشمِ بد ، دلِ بد ، دور می شود ، می رود ، می میرد ...
- ۵۶۸
- ۰۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط