{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موهایش سفید شده بود....

موهایش سفید شده بود....
کودکی که یوشکی دفتر خاطراتم را خوانده بود*
دیدگاه ها (۲)

چشم هایم را می بندمکور بودنم را بدیدن جای خالیت ترجیح میدهم*

یاد تو حس قشنگیست که در دل دارم*چه بخواهی چه نخواهی نگهش مید...

امشب دلم از آمدنت سرشار استفانوس بدست کوچه ی دیدار استآنگونه...

دنیا فهمید که خیلی حقیره. ...وقتی گفتم یک تار موی تورا به او...

خلاصه که دفتر خاطراتم و یادداشت های گوشیم نباید دست کسی بیوف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط