{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسمش اینست...

رسمش اینست...

که عاشق باشی و بگذری، سکوت کنی!

رسمش اینست...

که در خلوت شبهایت چشم تر کنی و لب باز نکنی!

رسمش اینست...

که برایش زمین و زمان را بهم بدوزی!

رسمش اینست...

که دلت آغوشش را بخواهد،مشت کوبیدن به سینه اش را از سر دلتنگی بخواهی!

که یشکنی ولی در آغوش کسی که او نیست!

بگردی او را...بشکنی...خورد شوی!

و حتی لمس لبهایش برایت حرام باشد...

چه شیرین است فکر کردن به حرام هایی که برایم از هر شرابی مستانه تر است...

شیرین تر و حلال تر است برای منی که او را می نوشم...

که او ببیند...لبخند بزند...

و بازهم رسمش اینست...

که بوسه هایم را از دور به دست قاصدک ها بسپارم!

عاشققانه...مستانه...شاعرانه دوستش دارم اما در قلب خودم!

دوستش دارم از دور ، شعر بی پابانم، بی قافیه ام و بی شاعرم را...!
دیدگاه ها (۱)

اگه همسرت، مادرهمسرت،و عشقت تو دریا باشن وبخوان غرق بشن واون...

بارون ، بوی نم دار ، شب بیدار ، ساز سیگار ، دود گیتار ! این ...

گاهی اوقات اونقد غم داری که از زندگی نا امیدی ، بهترین های ع...

من مطمئنم واسه من دلتنگ میشیاما تا اونوقت تو دلم کمرنگ میشیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط