در تمام عمرم موفق شده ام آدمهایی را که دوست دارم بیازارم.
در تمام عمرم موفق شده ام آدمهایی را که دوست دارم بیازارم.
از پدر و مادر و همسر وفرزند و خواهر و برادر بگیر تا دلبر و رفیق و دوست و آشنا و همکار.
موفق شده ام برنجانم، فراری بدهم، زخمی کنم، بترسانم.
در تمام عمرم نماد مزخرف از دست دادن بوده ام، نچسب و تندخو و زهرمار و زشت و کینه توز و تلخ و بدگو و بدکار.
در تمام عمرم، تصمیم داشته ام مرهم باشم و زخم شده ام،
تصمیم داشتم نوازش باشم و تازیانه شده ام،
تصمیم داشته ام باران باشم و سیل شده ام،
تصمیم داشته ام بهار باشم و دی ماه سرد برفی شده ام.
نه که عمدا، نه. ذاتم انگار تیغ است.
از پدر و مادر و همسر وفرزند و خواهر و برادر بگیر تا دلبر و رفیق و دوست و آشنا و همکار.
موفق شده ام برنجانم، فراری بدهم، زخمی کنم، بترسانم.
در تمام عمرم نماد مزخرف از دست دادن بوده ام، نچسب و تندخو و زهرمار و زشت و کینه توز و تلخ و بدگو و بدکار.
در تمام عمرم، تصمیم داشته ام مرهم باشم و زخم شده ام،
تصمیم داشتم نوازش باشم و تازیانه شده ام،
تصمیم داشته ام باران باشم و سیل شده ام،
تصمیم داشته ام بهار باشم و دی ماه سرد برفی شده ام.
نه که عمدا، نه. ذاتم انگار تیغ است.
- ۶۱۹
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط