{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« اعترافی » بکنم ؟

« اعترافی » بکنم ؟
بین این « پنجره ها »
که « تمنای گشودن » دارند !
من به آن « پنجرهٔ بسته ٔ چشمان تو »
عادت دارم !

« بامدادان » که من از کوچه تو می گذرم
به « نسیم گل نیلوفر » آن باغچه
عادت دارم !

و چه « شبهای » پر از « زمزمه بی وزنم »
که به دیدار مَه روی تو در « قافیه »
عادت دارم !

گر « خیانت در امانت » بکنم ، می بخشی ؟؟
من « به دزدی » ز غزلها ی « دو چشم تَرَت»
عادت دارم!
دیدگاه ها (۳)

باد که میوزد عطر تو به مشامم میرسدراستش رابگو دوباره با بادق...

ﺍﻭ ﮐﻪ ﻗﻠﺒـﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ...

از کنارم رد شدی ، عطرت مرا بی تاب کردیاد گیسو های لرزانت مرا...

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط