سلامممممم
سلامممممم
پارت چهار
هیناتا نفس کم آورد و .....
اویکاوا هیناتا و ول کرد اما دستش هنوز دور کمر هیناتا بود هیناتا تبدیل به توتفرنگی شده بود .
در همین لحظه کاگیاما اومد داخل حموم
و...
هیناتا و از دست اویکاوا کشید سمت خودش
(اونا یه یذره دعوا کردن و )
خودشونو شستن و اومدن بیرون
هیناتا خیلی خجالت کشید بچم
رفتن توی اتاق لباس پوشیدن هیناتا اولین نفری بود که خوابش برد اون مثل یه بچه کلاغ بود خیلی نانازی بود و اینکه تخت جوری بود که هرسه تا تخت به هم چسبيده بودند که اویکاوا هیناتا و وسط خوابوند و خودش سمت چپ خوابید و کاگیاما سمت راست هردو باهم هیناتا رو بغل کردن و (اهم اهم خودتون معنی رو میفهمین دیگه 😂)
هیناتا زود تر از بقیه پاشد و اومد از تخت بره پایین که کاگیاما اونو کشید سمت خودش و بوسش کرد
داره به جاهای بد کشیده میشه هاااااا😂
هیناتا تبدیل به توتفرنگی 🍓شد
وقتی کاگیاما ولش کرد
هیناتا :دا..ری ...چیکار......می....کنیی
کاگیاما:من دوستت دارم هیناتا تو باید جواب اره رو بدی
من میخوام تو دوست پسرم باشی هیناتا فهمیدی
هیناتا:چییییی
کاگیاما:همین که گفتم
اویکاوا بیدار شد هیناتا رو سمت خودش آورد و گفت تو باید دوست پسر من باشی نه اون نق نقو
کاگیاما :تو الان با من بودی
اویکاوا:اره 😜
کاگیاما:میکشمتت
هیناتا :بسه دیگه
آنقدر کیوت گفت خون از دماغ اویکاوا و کاگیاما سرازیر شد
و یهو هیناتا گفت چتون شده
ای وای یعنی چی کار کردم
و شروع کرد به گریه کردن
کاگیاما و اویکاوا به خودشون اومدن و هیناتا رو بغل کردن و گفتن نترس ما زنده ایم
هیناتا:چرا..هق .... یه....هو.....هق...غش ...هق.... کردین ....هق هق
کاگیاما:گریه نکن دیگه
اویکاوا یه هو اومد .....
آقا به خودتون بیاید پارت تموم شد کامنت و لایک فالو یادنره 🧡🧡🧡🧡🧡🧡🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵🖤🖤🖤🖤🖤🖤
پارت چهار
هیناتا نفس کم آورد و .....
اویکاوا هیناتا و ول کرد اما دستش هنوز دور کمر هیناتا بود هیناتا تبدیل به توتفرنگی شده بود .
در همین لحظه کاگیاما اومد داخل حموم
و...
هیناتا و از دست اویکاوا کشید سمت خودش
(اونا یه یذره دعوا کردن و )
خودشونو شستن و اومدن بیرون
هیناتا خیلی خجالت کشید بچم
رفتن توی اتاق لباس پوشیدن هیناتا اولین نفری بود که خوابش برد اون مثل یه بچه کلاغ بود خیلی نانازی بود و اینکه تخت جوری بود که هرسه تا تخت به هم چسبيده بودند که اویکاوا هیناتا و وسط خوابوند و خودش سمت چپ خوابید و کاگیاما سمت راست هردو باهم هیناتا رو بغل کردن و (اهم اهم خودتون معنی رو میفهمین دیگه 😂)
هیناتا زود تر از بقیه پاشد و اومد از تخت بره پایین که کاگیاما اونو کشید سمت خودش و بوسش کرد
داره به جاهای بد کشیده میشه هاااااا😂
هیناتا تبدیل به توتفرنگی 🍓شد
وقتی کاگیاما ولش کرد
هیناتا :دا..ری ...چیکار......می....کنیی
کاگیاما:من دوستت دارم هیناتا تو باید جواب اره رو بدی
من میخوام تو دوست پسرم باشی هیناتا فهمیدی
هیناتا:چییییی
کاگیاما:همین که گفتم
اویکاوا بیدار شد هیناتا رو سمت خودش آورد و گفت تو باید دوست پسر من باشی نه اون نق نقو
کاگیاما :تو الان با من بودی
اویکاوا:اره 😜
کاگیاما:میکشمتت
هیناتا :بسه دیگه
آنقدر کیوت گفت خون از دماغ اویکاوا و کاگیاما سرازیر شد
و یهو هیناتا گفت چتون شده
ای وای یعنی چی کار کردم
و شروع کرد به گریه کردن
کاگیاما و اویکاوا به خودشون اومدن و هیناتا رو بغل کردن و گفتن نترس ما زنده ایم
هیناتا:چرا..هق .... یه....هو.....هق...غش ...هق.... کردین ....هق هق
کاگیاما:گریه نکن دیگه
اویکاوا یه هو اومد .....
آقا به خودتون بیاید پارت تموم شد کامنت و لایک فالو یادنره 🧡🧡🧡🧡🧡🧡🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵🖤🖤🖤🖤🖤🖤
- ۷۳
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط