{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سفر ادامه دارد و شب از کناره میرود

سفر ادامه دارد و شب از کناره می‌رود
گریوه‌ها و دشت‌های رهگذر
دوباره شکل یافتند و روشنی
که آفریدگار هستی است
دوباره آفریدشان
سفر ادامه دارد و من از دریچهٔ ترن
به کوه‌ها و دشت‌ها سلام عاشقانه‌ای
که جویبار جاری و
جوان روشنی ست
در کویر پیر سوختن
روانه می‌کنم...

#شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۱)

عهد بستی آنچه بین ماست ابدیست یادم رفت که بپرسم آیا عشق را م...

نباید کسی بفهمددل و دستِ این خسته‌ی خراباز خوابِ زندگی می‌لر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط