موکا داشت سیرک میگشت
موکا داشت سیرک میگشت
دنبال کاردن چو میخواست یِچی بش بگح
رسید بح اتاقش، دید عکسش خط خورد ...
فهمید آبسترکت/انتزاعی شد
برای چند ساعت جلوی درش باش جیغ و ناراحتی گریه میکرد
دیگح هیچوقت تو عمرش نخندید و لبخند نزد
هروز و چند ساعت برا کاردن گریه میکرد
دلش میخواست آبسترکت شح تا بره پیش کاردن ...
دیگح زندگیش مثل قبل نی ...
بح هیشکی کرم نمیریزح و خوشحالی نمیکنه و خوش نمیگذرونه ...
لول ناراحتی :
10 از 10
@im_foster_karden
دنبال کاردن چو میخواست یِچی بش بگح
رسید بح اتاقش، دید عکسش خط خورد ...
فهمید آبسترکت/انتزاعی شد
برای چند ساعت جلوی درش باش جیغ و ناراحتی گریه میکرد
دیگح هیچوقت تو عمرش نخندید و لبخند نزد
هروز و چند ساعت برا کاردن گریه میکرد
دلش میخواست آبسترکت شح تا بره پیش کاردن ...
دیگح زندگیش مثل قبل نی ...
بح هیشکی کرم نمیریزح و خوشحالی نمیکنه و خوش نمیگذرونه ...
لول ناراحتی :
10 از 10
@im_foster_karden
- ۲۳۸
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط