{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۱۷)
ویو+
کل بدنم درد میکنه همینطوری زیر اب داغ وایساده بودم اینقدر ذهنم مشغول حرفا و رفتار_بود که اصلا نفهمیدم اینهمه کار رو چطوری انجام دادم و چطوری تمومشون کردم بدنم زیر اب داغ میسوخت مخصوصا جاهای کبودش ولی درد بدنم اروم میشد همینطوری زیر اب داغ وایساده بودم و گریه میکردم
یهو برق از سرم پرید و یادم افتاد ک زیر غذام هنوز روشنه دستمو به قورتم کشیدم یه حوله کوچولو سفید اونجا بود همونو برداشتم و از حموم زدم بیرون بدنم به خاطر اب داغ قرمز شده بود کبودی هام میسوخت ولی وقتی از حموم اومدم بیرون و هوای خونه بهش خورد خنکی رو روش حس میکردم
رفتم سمت اشپزخونه در غذا رو باز کردم و یکم ازش چشیدم که.....
ویو_
وارد خونه شدم  چشمم خورد به اتاق در حمام باز بود و ابم باز بود ولی کسی توش نبود
کجاست؟؟
رفتم سمت اشپز خونه یه حوله دورش بود که خیلی براش کوتاه بود حوله نصف باسنشو گرفته بود فقط اه فاک شونه های کوچولو ظریفش بدن خیسش داشت روانیم میکرد رفتم سمتش چاک سینش به چشمم خورد نمیتونستم خودمو کنترل کنم
بیشتر نزدیکش شدم اونقدری ک با بدنش برخورد کردم
ویو+
داشتم غذا رو تست میکردم که.... حس کردم یکی پشتم وایساده برگشتم د... دیدم که_پشتمه همینطوری خشکم زده بود
_: اینطوری با حوله تو خونه میچرخی برات بد میشه ها(دستشو گذاشت کنار کمر+و صورتشو نزدیک+کرد
+: م.... من میخاستم غذا رو خاموش کنم
ویو_
نگاهم به اون سینه های بزرگش بود برگشت که گاز رو خاموش کنه که دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم
اسپنک محکمی به باسنش زدم
ویو+
میخاستم یه طوری از شر اون نگاه عجیبش خلاص بشم بشتمو بهش کردم ک مثلا گاز رو خاموش کنم که
سوزش و درد شدیدی کل بدنم رو گرفت
ویو_

(شرایط پارت بعد۳۵تا لایک و۲۰تا بازنشر)

ممنون بابت همایتت💖
شاید دیگ نباشم✨🫂
دیدگاه ها (۲)

(پارت۱۶)ویو کلی(_رفت نزدیک+ و شورع کرد زورکی بوسیدنش و+خیلی ...

(پارت۱۵)ویو+یکم مکث کردم...و رفتم سمت در همین که درو باز کرد...

(پارت۱۱)ویو+وارد اتاق شدم سمت حموم رفتم و در زدم و... +: اا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط