{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک و آتش - گنجشک و آتش

گنجشک و آتش - گنجشک و آتش
داستان کوتاه
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...

آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!
دیدگاه ها (۱)

باز بوی دفتر پاک کن ها ی سفید ته مداد قرمز باز هم مهر رسید ب...

خرچخرچخرچخرچخرچخرچخرچخرچخرچخرچهان چیه؟؟؟؟بیا خیار خوردنمم کپ...

این روزها اگر در خیابان‌های شهر تهران قدم بزنید شاهد ذرات ری...

ﻧﮕﻮ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘﺎﻥ ﺷﺪﻡ!ﺑﮕﻮ : ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

💢 اطلاعیه شماره ۲۲/انهدام چند فروند سوخت‌رسان و جنگنده آمریک...

پارت دهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط