{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنم بپوسد

تنم بپوسد

و

خاکم به باد ریزه شود

هنوز مهر تو باشد در استخوان

ای دوست ..

#سعدی
دیدگاه ها (۴)

سحر با باد میگفتم: حدیث آرزومندیخطاب آمد: که واثق شوبه الطاف...

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبحبگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شرابب...

اصرار نکنبغضِ دلم وا شدنی نیستگمگشته ی این شعر که پیدا شدنی ...

زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندمطره را تاب مده تا ندهی بر باد...

آمده‌ام عقده گشایی کنمبر درت ای شاه ؛ گدایی کنمبر حرمِ دوست ...

آمده‌ام عقده گشایی کنمبر درت ای شاه ؛ گدایی کنمبر حرمِ دوست ...

از بهار تقویم می‌ماند،از مناستخوان هایی که تو را دوست داشتند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط