{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ یه روحانی یواش اومد ﺍﻃﺎﻕ ﺗﺰﺭﯾﻘﺎﺕ ﻭ ﺑﻪ

تو ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ یه روحانی یواش اومد ﺍﻃﺎﻕ ﺗﺰﺭﯾﻘﺎﺕ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺰﺭﯾﻘﺎﺗﭽﯽ ﮔﻔﺖ :
.
.
.
.
.
.
ﺩﻭ ﺗﺎ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺰﻥ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺋﯿﺶ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ
مشکلات کشور رﻭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﮕﯿﺮ!
من روحانی تتدبیر وامیدم و خیلی ساده ام
دیدگاه ها (۵)

سلام علیکم و رحمه اللهکلمات پر کاربرد زبان عربی به لهجه عراق...

خدایا پس ازحمد وشکرت، از تو میخواهم به دعای امام عصر(ع) به ق...

از خواب برخیز، نه از رختخواب! روزی خواجه ای در میان گروهی از...

دو چیز شما را تعریف میکند:بردباری تان ، وقتی هیچ چیز نداریدو...

ﻫﻠﻦ ﺑﺎﺯ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻓﺼﻼ ، ﻧﻮﺑﺮ آﻭﺭﺩﻡﺑﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﺷﻬﺮﺳﺘﻮﻧﻤﻮﻥ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط