{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این کریسمس متفاوته پارت 13

این کریسمس متفاوته پارت 13
ویو اینها
صبح بیدارشدم ساعت 4 بود ما باید ساعت ۸ اونجا باشیم راستش می‌خوام با ماشینم برم مدلBMW کوروک هست ولی تا دانشگاه با ماشین برم کلا ۲۰ دقیقه راهه پس رفتم آب بخورم
رفتم آب بخورم که یهو جیمین اومد گفت.چیکار می کنی
گفتم.تو چیکار داری
گفت.الان بهت میگم
اومد نزدیکم یهو شروع کرد به بوسیدنم
رفتم تو شک ولی همراهیش نکردم بعد ۲ دقیقه ولم کرد
گفت.چه خوش طعم
اینها.برای چی این کارو کردی
اومد حرف بزنه که سریع رفتم بالا
بعد ۱۰ مین جیمینم اومد خودمو زدم
به خواب
جیمینم گرفت خوابید ولی بغلم کرد تو بغلش حس آرامش داشتم پس کاری نکردم
ویو ساعت ۷:۳۰
بیدار شدم دیدم نیم ساعت دیگه دانشگاه داریم عین برق گرفته ها همرو بیدار کردم و رفتیم
استاد.خب بچه ها دانش آموز جدید داریم
اینها.سلام لی اینها هستم امیدوارم باهم خوب باشیم
استاد.برو پیش مینهو بشین
باشه
رفتم پیش مینهو نشستم که .....
دیدگاه ها (۱)

این کریسمس متفاوته پارت 14که مینهو گفت چه دختر خوشگلی اینها....

این کریسمس متفاوته پارت 15جیمین.باشه بریمرفتیم تو پاساژاینها...

این کریسمس متفاوته پارت 12ویو جیمین فکر کنم زیاده روی کردم ب...

این کریسمس متفاوته پارت 11ویو وقتی پسرا اومدناینها.امم بچه ه...

part 3طراحی برای انتقام

اجباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط