{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

😍

😍
داشتم یه ریز غر میزدم و عین خیالش نبود
همینجور میگفتم و میگفتم
وقتی میگم خُله،
خنگِ خداست بیراه نمیگم
دهنم کف کرد و دریغ از یه قربون صدقه که بند بیاره این سیلِ غر زدنایِ منو
هنوز بعدِ یه قرن رگِ خوابم دستش نیست که با یه قربون صدقه،
یه ماچِ محکمِ آبدار،
یه بغلِ سفت، چارپایِ دراز گوش میشه این دلِ الاغِ من
داشت غر غرام به جاهایِ باریک و
فحشایِ رکیک میرسید
دست کشید رو ترقوه امُ چشماشو بست و یه لبخند کوچولویِ دلبر زد
حرصم گرفت از اینهمه بی خیالیش
سرشُ چسبوند به گوشمُ گفت: شکر میونِ غرغراتون عیال، این برآمدگیِ استخونِ زیرِ گلوتون، عشق ترین پَستی بلندیِ زندگیِ منه
ما هیچ
ما فشرده شدن در آغوشش...
.
فاطمه_صابری_نیا
دیدگاه ها (۳)

#حیوانات

#منظره_زیبا

.حالا که فکرش را می کنممی بینم؛ " نداشتنت" آنقدر ها هم که فک...

."در میان تمام سلاح های جوخه ی اعدام ، یک اسلحه با گلوله ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط