تو مهمان غزلهایی که من هرروز میخوانم

تو مهمان غزلهایی که من هرروز میخوانم
ندانستم که عشقی هست،که از امروز میدانم

نگاهت تیزو برّان است که چشمان مراخون کرد
شگفتا این نظربازی توراآخر چه مجنون کرد!!
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شدم عاشق و بی‌قرار تو چشمان خمارت شد...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

### پارت پنجم: «ورود به عمارتِ سایه‌ها»با بیرون آمدنِ تینا و...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

***آرومم تو که باهامی...* مجسمه باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆⁴سه شنبه بود‌.کارات رو تموم کردی و آماده رفتن به خونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط