{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان پارت

رمان پارت ۲

( جینگو )

از زبان لیلی

خانم شروع کرد به درس دادن و ما مثل همیشه داشتیم به حرفاش گوش می دادیم که ... وای نه نمی تونم رو درس تمرکز کنم آخه چرا ؟ فکرم همش میره سمت اون کتاب افسانه ها آخه چیش انقدر جذاب بود که فکرم همش می ره سمتش ؟ من این کتابو تو کتاب خونه دیده بودم نظرم رو جلب کرد و قرضش گرفتم آه ... باید رو درس تمرکز کنم . خانم داشت درس می داد از پنجره بیرون رو نگاه کردم که دیدم داره بارون می یاد . خانم معلم برگشت سمتمون و گفت بچه ها مثل اینکه قراره طوفان شدیدی تو را باشه برای همین امروز زود تر از همیشه می رین خونه همه ی بچه ها با خوشحالی کیفاشون رو برداشتن و حمله کردن به در خروجی من هم صبر کردم تا خلوت شه بعد برم . کیفم رو جم و جور کردم جا میزم رو نگاه کردم کتاب افسانه ها اونجا بود برش داشتم و چند صفحه ازش خوندم ... صفحه ی ۱۲۴ ... جینگو . جینگو ها موجودات انسان نمایی هستند که گوش ، دم و خط هایی شبیه را راه های ببر دارن . آنها قدرت های خاصی مثل : تبدیل شدن به ببر ، شکار ، سرعت و قدرت زیاد ، ارتباط و حرف زدن با حیوانات دیگر ، تبدیل کردن خودشان به یک انسان معمولی و عادی . جینگو ها قدرت انجام هر کاری که ببر ها می توانند انجام دهند را دارند . جینگو ها مثل انسان ها عقل دارن و هر چیزی را با یک بار توضیح یاد می گیرند ...................
همینجوری غرق خوندن بودم که دیدم مدرسه خالی شده سریع کیفم رو برداشتم و از مدرسه زدم بیرون .....
( ادامه دارد ... )

چطور ؟ مشتاق پارت بعد ؟
دیدگاه ها (۰)

الان یه خاطره از خودم یادم اومد 🌚✨یادمه کوچیک بودم یادم نیست...

حاجی ...یادمه قبلا اینارو تو پینترست پیدا کردم واقعا ادامش ا...

منم ادامه دادم چون برا همه گربه بود منم گربه ای کردم

چی بگم 🌚💔 ...ولی واقعا ویسگون می رینه به کیفیت 🗿💔من وقتی داش...

خون سرخ☆پارت ۲کتاب رو از توی کیفم دراوردم...بازش کردم و دنبا...

بریم برای پارت ۱(جینگو)از زبان لیلیبا صدای زنگ ساعت گوشیم از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط