{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه طنز تقدیم به دوستای ابادانیم 

یه طنز تقدیم به دوستای ابادانیم 
یک تهرانی، یه اصفهانی، یه شیرازی و یک آبادانی توی کافی شاپ با هم صحبت میکردند :تهرانی: من یک موقعیت عالی دارم، می خوام بانک ملی رو بخرم !اصفهانی: من خیلی ثروتمندم و می خوام شرکت بنز رو بخرم !شیرازی: من یه شاهزاده ثروتمندم و می خوام شرکت مایکروسافت و اپل رو بخرم !سپس منتظر شدند تا آبادانی صحبت کند ......آبادانی قهوه خود رو هم زد. خیلی با حوصله قاشق رو روی میز گذاشت،یه کم قهوه خورد، یه نگاهی به اونها انداخت و با آرامی گفت:نمیفروشم....کا...!!!.
دَم هر چی آبادنیه هم گرم
دیدگاه ها (۱۲)

ٌریشُ سیبیل گذاشتم بابام گفت این چه کاریه شبیه ابوبکر بغدادی...

هیچ میدونستین اونقدریکه واسه شما پست جابه جا میکنم تو گمرک ک...

یزد سرزمین کهن‌سال ترین موجودات زنده دنیاست، به طوری که تاری...

درخت رحمت (به کردی‌: دارْ ڕه‌حمه‌ت Dar-i Řehmet) نامی است که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط