۲ ستاره و ۳ ماه
۲ ستاره و ۳ ماه
پارت۵۴
لوید[چییی همونی که انتظار داشتم]:خب.....آممم....میدونی خواهرت خیلی لجبازه ولی تو مثل اون نیستی
آنیا:باشه پدر
رفت تو اتاق آیسا(آیسا داشت درس میخوند)
آنیا:چه خبرا چی کار میکنی
آیسا:دارم زبان باستانی میخونم
آنیا:اونکه استلا نداره
آیسا:هرچی هم باشه حالا تو تعریف کن بابا چی گفت؟
آنیا:درباره ازدواج منو دامیان گفت تولد ۱۸ سالگیش روز عروسیه
آیسا:او که اینطور تو عمارت دزموند ما رو یادت نره هاااا
آنیا:این چه حرفیه هرروز بیا سر بزن اگه دوست داشتی
آیسا:نه با اون کله پوک رو به رو نمیشم ولی بخاطر تو سعی میکنم زیاد بیاممم
تلفن زنگ خورد
آنیا:《بله بکی》
بکی:《سلامم آنیا جون آیسا هم پیشتهه؟میخواستم بگم فردا تولدمه همهههه میان》
آیسا:《منظورت از همه چیه؟》
بکی:《۳ سال آخر》
آیسا:《بکی از عمد کاری کردیی اونم بیاد؟》
بکی:《خب دیگه من قطع کنم》
بکی[معلومه که از عمد اونا هم دعوت کردم😈]
ویو آیسا و آنیا
آنیا:میای دیگه
آیسا: فقط بخاطر بکی
شرط پارت بعد
۶ کامنت که از هر پیج جدا باشه
بچه ها اگه هیچکی دیگه نمیخونه بگین بیشتر از این دیگه ننویسم
پارت۵۴
لوید[چییی همونی که انتظار داشتم]:خب.....آممم....میدونی خواهرت خیلی لجبازه ولی تو مثل اون نیستی
آنیا:باشه پدر
رفت تو اتاق آیسا(آیسا داشت درس میخوند)
آنیا:چه خبرا چی کار میکنی
آیسا:دارم زبان باستانی میخونم
آنیا:اونکه استلا نداره
آیسا:هرچی هم باشه حالا تو تعریف کن بابا چی گفت؟
آنیا:درباره ازدواج منو دامیان گفت تولد ۱۸ سالگیش روز عروسیه
آیسا:او که اینطور تو عمارت دزموند ما رو یادت نره هاااا
آنیا:این چه حرفیه هرروز بیا سر بزن اگه دوست داشتی
آیسا:نه با اون کله پوک رو به رو نمیشم ولی بخاطر تو سعی میکنم زیاد بیاممم
تلفن زنگ خورد
آنیا:《بله بکی》
بکی:《سلامم آنیا جون آیسا هم پیشتهه؟میخواستم بگم فردا تولدمه همهههه میان》
آیسا:《منظورت از همه چیه؟》
بکی:《۳ سال آخر》
آیسا:《بکی از عمد کاری کردیی اونم بیاد؟》
بکی:《خب دیگه من قطع کنم》
بکی[معلومه که از عمد اونا هم دعوت کردم😈]
ویو آیسا و آنیا
آنیا:میای دیگه
آیسا: فقط بخاطر بکی
شرط پارت بعد
۶ کامنت که از هر پیج جدا باشه
بچه ها اگه هیچکی دیگه نمیخونه بگین بیشتر از این دیگه ننویسم
- ۱۳۱
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط