نماندی روی چشم ای دختر عشق
نماندی روی چشم ای دختر عشق
نخواندی عشق را از دفتر عشق
برفتی از کنارم زو د اما
کشیدم سرمه بر چشم تر عشق
تو که بار سفر بستی پرستو
بیا یک شب بمان در بستر عشق
ز ناز خود چه می خواهی بیابی
بیا بر هم بزن خاکستر عشق
در آن هنگام با هم زنده باشیم
تو در آغوش من ای بهتر عشق
بسوی آسمانها پر بگیریم
که تو تنها شوی عاشق تر عشق
نخواندی عشق را از دفتر عشق
برفتی از کنارم زو د اما
کشیدم سرمه بر چشم تر عشق
تو که بار سفر بستی پرستو
بیا یک شب بمان در بستر عشق
ز ناز خود چه می خواهی بیابی
بیا بر هم بزن خاکستر عشق
در آن هنگام با هم زنده باشیم
تو در آغوش من ای بهتر عشق
بسوی آسمانها پر بگیریم
که تو تنها شوی عاشق تر عشق
- ۴۵۴
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط