{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

12𝓟𝓪𝓻𝓽

12𝓟𝓪𝓻𝓽
یونا:شروع کنید به دیدننننن
جیمین:اروم تر مامان خوابه
یونا:باشه
سوکی:ببینید دیگ بستنی هاتون باز کنید
*فوتبال تموم
سوکی:اه اخرش هم یونا برد چطوری اونا 45دقیقه اول دو گل زده بودن
جیمین:یونا علم غیب داره
یونا:بله بله من جادوگرم
سویی:جادوگر کوچولوی من
یونا:بله بله وایسا بینم نههه
سوکی:کوچولو
سویی:چوچولو موچولو
یونا:سویی تو فقط یه ماه از من بزرگ ترییی
سویی:به هرحال دیگ الان از ساعت 00:00گذشته پس من 20 سالمه
یونا:مگ فردا تولدت نبود!
سویی:الان مگ 12 هم نبودیم از ساعت00:00گذشت شدیم 13هم
یونا:ع واقعا اگ اینجوره منم 29سالمه
جیمین:باشه پیر چروک
یونا:دهنت ببندددد
سوکی :بخوابیم دیگ فردا مدرسه داریما
یونا:شاید یه ساعت دیگ بخوابیم؟
سویی:راست میگه داداشییی تو ک تا صبح بیداری
جیمین:داداشییییی
سوکی:جیمین ببنددد بخاطر دوتا خواهرم باشه
یونا:من ک خواهر تو نیستممم
سوکی:هستی
یونا:نیستم
سویی:داداشیییی
سوکی:سویی هم قبول داره نگا
یونا:نخیرم
سویی:یونا فقط خواهر منه
سوکی:چطور خواهر تو باشه خواهر من نباشه؟
یونا:نمیخام اصلا
جیمین:اصلا یونا واس تو سویی واسه من
یونا:اووو راست میگ حالا داداش سوکی منو بلند کن پام خشک شده جیمین
توهم سویی ببر پاهامون خشک کرده
جیمین:باشهه
سویی:عع چییی نهه خودم می..
جیمین:میزارمت داخل اوتاق یونا
سویی با خجالت:باشه
یونا:من میتونم خودم ببین پاشدم
سوکی:پس چرا اینکارو کردی
𝓽𝓱𝓮 𝓮𝓷𝓭12
دیدگاه ها (۰)

𝓟𝓪𝓻𝓽13یونا:تا سویی کراشش بغل کنه؟سوکی:پس توهم فهمیدییونا:تاب...

این کلیپ برای خبر های مهمه

پارت بعد فردا

پارت بعد رمان امروز بزارم پی 5 تا لایک فقط

First love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط