{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با صبر و خرد در سعدی می‌زدم قدم، از غمت

با صبر و خرد در سعدی می‌زدم قدم، از غمت

امشب بباید که سری به خمخانه خیام زنم

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

با رقیبان نترسم هیچ گر وفا کنی در عهد با من چه کردی که با آن...

به گمانم من با چشم‌هایم تورا نفس می‌کشمچون تا می‌بینمت نفس ه...

ندانم لحظه بوسیدنت خواب بودم یا که مست، ولیدانم آن خواب و مس...

شب جمعه ست و شب فاتحه،ای‌ کاش تو هم،دل مرحوم مرا با غزلی شاد...

وقتی میاد خواستگاریت...با استرس بهش خیره شدم . بغضم گرفت ؛ پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط