unknown
unknown
part⁵
سوهی : متاسفانه خیر ، روالش همین بوده و هست
با فکی که مشخص بود منقبض شده سرش رو تکون داد و رفت بیرون .
این چش بود
بعد از رفتنش وسایلم رو جمع کردم ، لباسم رو عوض کردم و به سمت خونه راه افتادم
از اونجایی که توی خونه هیچی برای خوردن غیر از کیک وجود نداشت رفتم یه هایپر تا یکم مواد غذایی بخرم
همینجور که داشتم میرفتم چشمم خورد به قفسه الکل ، میدونستم خیلی بی جنبه ام تو اینجور چیزا ولی زندگی دو روزه ،
دو تا بطری ورموت برداشتم و به طرف بادجه حسابداری رفتم
کارم که تموم شد خرید ها رو گذاشتم تو ماشین و به سمت خونه نارا حرکت کردم
سوهی : بعد چند تا بوق ( داره زنگ میزنه )
سلام نارا ، چه خبر
نارا : سلام سوهی ، هیچی مثل همیشه بی خبرم . تو چطور مثل اینکه امروز کارت طول کشیده
سوهی : آره رفته بودم مرکز خرید ، میگه که .... در روز باز کن
نارا : باید حدس میزدم
نکنه دوباره الکل خریدی . ها ؟؟
سوهی : چرا همیشه حس شیشمت درست کار میکنه ؟
نارا
ادامه دارد....
#fake
#فیک
#فیکشن
part⁵
سوهی : متاسفانه خیر ، روالش همین بوده و هست
با فکی که مشخص بود منقبض شده سرش رو تکون داد و رفت بیرون .
این چش بود
بعد از رفتنش وسایلم رو جمع کردم ، لباسم رو عوض کردم و به سمت خونه راه افتادم
از اونجایی که توی خونه هیچی برای خوردن غیر از کیک وجود نداشت رفتم یه هایپر تا یکم مواد غذایی بخرم
همینجور که داشتم میرفتم چشمم خورد به قفسه الکل ، میدونستم خیلی بی جنبه ام تو اینجور چیزا ولی زندگی دو روزه ،
دو تا بطری ورموت برداشتم و به طرف بادجه حسابداری رفتم
کارم که تموم شد خرید ها رو گذاشتم تو ماشین و به سمت خونه نارا حرکت کردم
سوهی : بعد چند تا بوق ( داره زنگ میزنه )
سلام نارا ، چه خبر
نارا : سلام سوهی ، هیچی مثل همیشه بی خبرم . تو چطور مثل اینکه امروز کارت طول کشیده
سوهی : آره رفته بودم مرکز خرید ، میگه که .... در روز باز کن
نارا : باید حدس میزدم
نکنه دوباره الکل خریدی . ها ؟؟
سوهی : چرا همیشه حس شیشمت درست کار میکنه ؟
نارا
ادامه دارد....
#fake
#فیک
#فیکشن
- ۱۳۵
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط