{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزي که شد به نيزه سر آن بزرگوار

روزي که شد به نيزه سر آن بزرگوار
خورشيدسربرهنه بر آمد زکوهسار
موجي به جنبش آمد و برخاست کوه کوه
ابري به بارش آمد و بگريست زار زار
عرش آنچنان به لرزه درآمد که چرخ نيز
افتاد در گمان که قيامت شد آشکار
دیدگاه ها (۲)

اي واي من...:-(

من آرومم..ولي قانونن ...من داغونم..

گاهي اونقدر خسته ميشويم که خستگيمون در نميشه.،"درد"ميشه

زنده ام نه از جاني که مانده از استخوان هاي لجبازي که روي هم ...

پارت دهم شاهزاده ای جنس ابر وقتی همه فکر می کردن این فقط حمل...

Death and Balm:1مرگ و مرهمتقدیم به تمام آنان که انسی بیش نبو...

نخستین تصاویر از داخل خودروی حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط