ما را ببخش شادی اگر ناخواسته از بالا پریدنهایت در قلبم
ما را ببخش، شادی! اگر ناخواسته از بالا پریدنهایت در قلبمان، رنجیدیم و بیرونت کردیم.
بعد از تو غم آمد و خواست چند روزی مهمانمان شود. حالا سالهاست که ما مهمان اوییم، او مالک تمام وجودمان شده. هر شب زودتر از ما به رختخواب میرود و هر صبح بر بالینمان، در انتظار بیداریمان.
میدانیم هنوز زندهای. روزی پیدایت میکنیم و آنچنان تنگ در آغوشت میگیریم، که از صدای خندهمان غم دستش را از لبانمان بردارد،
و تا ابدیت بگریزد...
بعد از تو غم آمد و خواست چند روزی مهمانمان شود. حالا سالهاست که ما مهمان اوییم، او مالک تمام وجودمان شده. هر شب زودتر از ما به رختخواب میرود و هر صبح بر بالینمان، در انتظار بیداریمان.
میدانیم هنوز زندهای. روزی پیدایت میکنیم و آنچنان تنگ در آغوشت میگیریم، که از صدای خندهمان غم دستش را از لبانمان بردارد،
و تا ابدیت بگریزد...
- ۵۸۴
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط